تبليغاتX
فانوس

فانوس

یادمان باشد اگرخاطرمان تنها شد طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم

تو فقط لب تر کن

از تو اشارتی بس که رخ گیرم از تو

و باز به همان همیشه پوچ خود باز گردم

تو فقط بگو...

نه ...

کلامی هم نمیخواهد به لب رانی...

نگاهت را می دا نم...

بی راه و بی فانوس به کوی دیدار های صمیمانه مان باز میگردم

بی تو اما ...تنها !
بی نقش چشمهایت... بی هرم دستهایت

اما به حرمت همیشه ی علاقه ات...

همه را برایت جعبه میکنم و میگذارم همان جایی که اولین بار...

آری...اینگونه بهتر است

همه را خودت نگه دار..

شاید نزد تو محفوظ تر باشد...

*حالم هنوز خوب است ! فقط شاید ذره ای... !!

نوشته شده در ساعت توسط Siamak | |

ويليام هنري گيتس سوم مشهور به بيل گيتس (Bill Gates) رئيس و موسس شرکت مايکروسافت می باشد. در حال حاضر مايکروسافت با بيش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص 25.3 ميليارد دلار در پايان سال مالي 2001 يکي از موفقترين شرکتهاي ايالات متحده امريکا و يکي از راهبران صنعت کامپيوتر بوده است. بيل گيتس در 28 اکتبر سال 1955 در يک خانواده متوسط در شهر سياتل امريکا متولد شد.پدر بيل , ويليام هنري گيتس دوم وکيل دادگستري و يکي از سرشنايان شهر سياتل است و مادر او آموزگار مدرسه و يکي از اعضا هيئت مديره United Way International بود که در امور خيره نيز فعاليت داشت. بيل گيتس در اين خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گيتس در کودکي بيشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثير بسيار گرفت. او از همان دوران کودکي خود روحيه رقابت طلبي خود را نشان داد و سعي مي کرد تا در هر زمينه اي از دوستان خود پيش باشد. گيتس تحصيلات ابتداي خود را در مدرسه عمومي Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپيوتر آشنا شد. در آغاز يکي سالهاي تحصيلي مسئولان مدرسه Lakeside تصميم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, يک ترمينال کامپيوتر اجاره کنند و در اختيار دانش آموزان قرار بدهند. در اين هنگام بيل گيتس با کامپيوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سيزده سالگي اولين نرم فزار خود را که يک بازي ساده بود نوشت. گيتس به همراه دوست خود پل آلن

(Paul Allen ) که دو سال از گيتس بزرگتر بود و در زمينه سخت افزار کامپيوتر هم مهارت داشت , بيشتر وقت خود را به برنامه نويسي در اطاق کامپيوتر Lakeside ميگذراند. گيتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استيو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئيس قسمت اداري مايکروسافت است آشنا شد. گيتس زماني که در هاروارد بود يک نسخه از زبان BASIC را براي کامپيوتر MITS Altair طراحي کرد. بيل گيتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکي خود پل آلن شرکت کوچکي بنام Microsoft با شعار "در هر خانه يک کامپيوتر" ايجاد کرد.مايکروسافت انواع زبانهاي برنامه سازي را براي کامپيوترهاي مختلف توليد ميکرد. در آن زمان مايکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار ميکردند و کل فروش آن فقط 2.4 ميليون دلار در سال بود.

در سال 1980 شرکت IBM براي اينکه از بازار کامپيوترهاي شخصي عقب نماند تصميم گرفت تا کامپيوتر خود را که PC نام گرفت و کامپيوترهاي امروزي نيز مبتني بر آن هستند , بسازد و وارد بازار کند. IBM تصميم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت ديگري بگذارد. اين بود که شاهين خوشبختي بر دوش مايکروسافت نشست و IBM قراردي با شرکت کوچک مايکروسافت بست تا نرم افزارهاي سازگار با کامپيوترهاي شخصي IBM توليد کند.کامپيوتر هاي جديد IBM از پردازنده هاي 16 بيتي 8088 شرکت اينتل استفاده ميکرد. بنابراين مايکروسافت براي فروش زبانهاي برنامه سازي خود به يک سيستم عامل 16 بيتي نياز داشت.در آن زمان شخصي بنام تيم پاترسون در کارگاه خانه خود يک کامپيوتر 16 بيتي کوچک ساخته بود و براي آن يک سيستم عامل ساده 16 بيتي نوشت که نام DOS 86 را براي آن انتخاب کرده بود. بيل گيتس کليه حقوق سيستم عامل DOS 86 را با قيمت 75 هزار دلار بدست آورد. بيل گيتس و پل آلن سيستم DOS 86 را متناسب با کامپيوتر هاي شخصي IBM تغيير دادند و امکانات بيشتري را به آن افزودن و از آن يک سيستم عامل قوي 16 بيتي ساختند. مايکروسافت اين سيستم عامل را MS-DOS ناميد. MS-DOS برروي کامپيوترهاي شخصي IBM جاي گرفتند و IBM درصدي از فروش کامپيوترهاي PC خود را براي استفاده از MS-DOS به مايکروسافت مي پرداخت. و رفته رفته امپراتوري آقاي بيل گيتس بر روي MS-DOS بنيان نهاده شد. بعدها مايکروسافت با توليد سيستم عامل گرافيکي Windows و محصولات موفق ديگر گامهاي بزرگتري بسوي موفقيت برداشت.طبق آخرين آمار بيش از 95 درصد از دارندگان کامپيوترهاي شخصي در سراسر جهان از محصولات مختلف مايکروسافت استفاده ميکنند. درحال حاضر بيل گيتس با بيش از 50 ميليارد دلار, ثروتمندترين مرد دنيا شناخته شده است.او اين مقام را چندين سال است که حفظ کرده. يکي از دلايل موفقيت مايکروسافت به گفته خود گيتس استخدام افراد با هوش در اين شرکت است.گيتس زماني که فقط 19 سال داشت مايکروسافت را مديريت ميکرد.او بقدري کار ميکرد که حتي گاهي چند روز محل کار خود را ترک نمي کرد و به همراه کارمندان خود بسختي برروي پروژه هاي مختلف و سفارش مشتريان کار ميکرد. گيتس در سال 1994 با مليندا فرنج گيتس ازدواج کرد که حاصل آن يک دختر (متولد سال 1996) و يک پسر (متولد سال 1999) بوده است.بيل گيتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندين موسسه خيره در سراسر دنيا تاسيس کرد.هم اکنون بيل گيتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سياتل ساکن است.

نوشته شده در ساعت توسط Siamak | |

دوش مست و بي‌خبر بگذشتم از ويرانه‌اي

 
در سياهي شب چشم مستم خيره شد بر خانه‌اي


چون نگه كردم درون خانه از اون پنجره


صحنه‌اي ديدم كه قلبم سوخت چون جانانه‌اي


كودكي از سوز سرما مي‌زند دندان به هم


مردكي كور و فلج افتاده‌اي در يك گوشه‌اي


دختري مشغول عيش و نوش با بيگانه‌اي


مادري مات و پريشان مانده چون ديوانه‌اي

 

چون كه فارغ گشت از عيش‌و‌نوش آن مرد پليد


قصد رفتن كرد با حالت جانانه‌اي


دست در جيب كرد و زآن همه پول درشت


داد به دختر زآن همه پول درشت چند دانه‌اي


بر خودم لعنت فرستادم كه هرشب تا سحر

 
مي‌روم مست و شتابان سوي هر ميخانه‌اي


من در اين ميخانه، آن دختر زفقر


مي‌فروشد عصمتش را بهر نان خانه‌اي

نوشته شده در ساعت توسط Siamak | |

تقصیر من نیست اگر این همه آرام و رامم

تقصیر من نیست اگر آبی رنگ مورد علاقه ام است و

سبز را نمی پسندم و سرخ آشفته ام میکند و سپید را باور ندارم !

اگر دیوارهای اتاقم پرند از عکسهای قدیمی از خاطراتی نادیده !

اگر از طعم پرتقال بیزارم و با اکراه میخورمش !
اگر سیب دوست ندارم و دلم ٌپر ٍ شوقٍ سیب چیدن برای دستهای توست !


اگر بوی غذا دلم را به هم میزند

و اگر به زور و با تقلب هنوز هم وزنم به چند کیلو گرم نمیرسد !

اگر دستهایم می لرزند موقع دیدارت و اگر چشمهایم تب میکنند

اگر چشمهایت هراس تیرگی شبها را از دلم میگیرد

اگر بی تاب میشوم و بی قرار میشوم و فریاد نمی دانم

داد نمی شناسم

اگر چشمهایم اشک را آشنا گشته اند و

دعوا نمیدانم !
اگر انتظار زخم می زند به روحم و لبهایم مهر خموشی خورده اند

اگر چشمهایم وقت آمدنت بازیشان میگیرند و خمار میشوند...

اگر در عین بیزاری دلم تاب نمی آرد نه بگویم !

اینها ..هیچ کدامشان تقصیر من نیست...

حالا اگر هنوز دلت راضی نیست برو یقه ی آن بالا سریت را بچسب بگو دردت چه بود

مگر آدمیان از چه برایت کم گذاشتند که دیوانه ای اینچنین در شهر مان رها ساختی !
نوشته شده در ساعت توسط Siamak | |

گناهي ندارم ولي قسمت اينه

كه چشماي كورم براهت بشينه

براي دل من واسه جسم خستم

مني كه غرور تو چشمات شكستم

سرازكارچشمات كسي درنياورد

كه هركی توراخواست يه روزي بدآورد

براي دل من واسه جسم خستم

مني كه غرور تو چشمات شكستم

واسه من كه برعكس كار زمونه

يكي نيست كه قدردلمروبدونه

كه چشماي كورم به راهت بشينه

تو خواب وخيالم همش فكراينم

كه دستات بازم تودستام ببينم

ولي حيف ازاين خواب "پريدم

كه بازم با چشماي كورم به راهت بشينم

نوشته شده در ساعت توسط Siamak | |

حیف !
زمان را نمیشود زنجیر کرد...

خاطره ها را هم !
با این و آن هم نمیشود تقسیمش کنی

امااین را فقط تو می دانی عزیر دل !
تو که از اهالی یک شنبه ای و راز مرا می دانی...

تو که دستهایت به سخاوت بارانند و آغوشت گوشه ای از بهشت

تو این حال عجیب مرا میدانی

خوب است !
خیالم راحت است لا اقل برای تو نمیخواهم مدام پی واژه بگردم ......

گمان می کنم ، سکوت هم که میکنم ،  تو می شنوی.....

 

خوبیش همین است که تو از اهالی یک شنبه ای !

نوشته شده در ساعت توسط Siamak | |

Design By : Night Melody